جدایی



جد
تراآهسته درجانم نهان کردم
ندانستم که من باخودچنان کردم
که روحم را به حرمان آشناکردم
که روزم را چوشب باغصه تا کردم
تراچون گوهری ناب درصدف دیدم
گمان کردم گلی ازباغ عشق چیدم
همه مهردلم رابرتوبخشیدم
غم تنهاییت ازآن خوددیدم
محبت بی دریغ برتورواکردم
خداداند برایت من چه هاکردم
ندیدم ازتو هیچ جز غربت و نیرنگ
نفهمیدم دلت کی شد مثال سنگ
مرادیوانه خواندی ازخودت راندی
توهم خوش باوری رادردلم خواندی
اگرمن ساده و دلداده ای بودم
اگرازروی عشق دل شیفته ای بودم
توبشنوازدلم اینک پیامم را
تمام گفته های ناتمامم را
درست است من همان دیوانه ی مستم
که باخوش باوری دل رابه توبستم
کنار غصه هایت من اگربودم
غم و رنج تراازخوداگردیدم
که هرچه کردم ازروی صفابوده
دلم خواسته نمی گویم خطابوده
توگفتی من دل آزارم کجا باشم
خودت خواستی که من ازتوجداباشم
گذشتم،رنج دوری راکشیدم من
که مهرت را به خودهرگز ندیدم من
کناریارجانی خوش بمانی تو
نبینی غصه ای، ازعشق بخوانی تو
(خاتون)


مشخصات

  • منبع: http://khatongh.blogfa.com/post/9
  • کلمات کلیدی:
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها